مقالات

برآورد آهنگ GPS حرکات زمين‌ ساخت ( زلزله )

برآورد آهنگ GPS حرکات زمين‌ ساخت ( زلزله )

برآورد آهنگ GPS حرکات زمين‌ ساخت ( زلزله ) نوار شمالي تهران بزرگ با نگرشي ويژه به گسل شمال تهران

چکيده

هر چند در دههه هاي گذشته استفاده از مشاهدات سنتي نقشه برداري مانند طولها و زوايا در اندازهگيريهاي جابه جايي هاي سطحي زمين و مطالعات زمين ساخت به صورت محدود و محلي رايج بوده است.

بنابراين با ورود سامان هاي ماهواره هاي تعيين موقعيت در دهه اخير و دقت بالاي آن انقالبي جديد در به کارگيري مشاهدات ژئودزي (بويژه مشاهدات GPS) به وجود آمده است.

در واقع با بررسي تغييرات زماني مقادير دگرشکلي سطحي زمين حاصل از مشاهدات ژئودزي ميتوان به رفتارسنجي پوسته زمين پرداخت.

با انجام اندازه گيريهاي ژئودزي به صورت تکراري و تحليل نتايج به دست آمده، ميتوان به الگوي دگرشکلي روز مناطق مورد مطالعه دست يافت.

از آنجا که همواره شناخت دقيق تر لرزه خيزي و حرکات زمين‌ ساخت منطقه تهران به دلايل مختلف از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است.

در اين تحقيق از 35 ايستگاه GPS براي پوشش تهران و نوار شمالي آن که در برگيرندة گسل شمال تهران است، استفاده شده است.

برخي از اين ايستگاهها تنها در دو نوبت (Epoch )سالانه اندازه گيري شده اند و برخي ديگر بيش از 4 نوبت در سال هاي مختلف مورد اندازه گيري قرار گرفته اند.

تحليل ميدان تغييرشکل ژئودتيک به دست آمده در اين تحقيق، حاکي از آهنگ جابه جايي زمين ساخت بسيار ضعيف در حدود 5/0 الي 2 ميليمتر در سال براي مؤلفه راستا لغز چپگرد از باختر به خاور و کوتاه شدگي در نوار شمالي تهران است.

که ميتواند به گسل شمال تهران و گسل مشا برگردد.

البته آهنگ جابه جايي يادشده با حرکت بر روي نوار شمالي تهران اندکي متغير است.

و به نظر ميرسد بخش خاوري نوار شمالي تهران از بخش باختري آن اندکي فعال تر باشد که با نتايج مطالعات زمينشناسي هم همخواني دارد.

1 -مقدمه

يکي از اطلاعاتي که در ارزيابي آسيب پذيري لرزه اي (hazard Seismic) لازم است شناخت دقيق آهنگ واقعي لغزش هر گسل است.

بر همين اساس،امروزه نقش دادههاي ژئودزي بويژه GPS در مطالعات حرکات پوسته هاي و
بررسي جابه جاييهاي مناطق گسلي بر کسي پوشيده نيست.

کم و بيش در تمام مطالعات زمين ساختي از دادههاي ژئودزي و نتايج حاصل از آنها براي شناخت دقيق تر سازوکار دگرشکلهاي زمين ساختي يا دست کم به عنوان يک شاهد
و تأييدکنندة نتايج مطالعات زمين شناسي استفاده مي شود.

پايه برآورد مقدار و آهنگ جابه جايي ايستگاههاي GPS و ارائه مدلهاي دگرشکلي سطحي زمين، تعيين موقعيت دقيق ايستگاهها و تکرار اين فرايند در بازه هاي زماني مختلف است.
تکرار اندازه گيريهاي ژئودتيک در يک محدوده مشخص اين امکان را به ما خواهد داد تا در مورد توزيع دگرشکلی زمينساختي در مقاطع زماني بين دو زلزله اظهار نظر کنیم.
در روشهاي ميان از حاضر حال در شرایط مختلف ژئودزي فضايي، به کارگيري GPS ساده ترين و مناسب ترين روش است
و به طور عادي از آن براي برآورد انباشتگي کشسان دگرشکلی زمين ساختي در فاصله بين دو زلزله استفاده ميشود.

و به جايگزين مناسبي براي اندازهگيريهاي کلاسيک ژئودزي در مطالعات مناطق زمينساختي تبديل شده است.

به کمک اين اندازه گيريهای حرکات زمين‌ ساخت ميتوان دگرشکلیهاي زمين ساختي بين قاره اي، داخل قاره اي،
منطقه ها و محلي را در ابعاد از چند ده هزار کيلومتري تا چند کيلومتري را با دقتي بسيار بالاتر از گذشته برآورد کرد

ژئودزي فضايي و ماهواره اي

(تحقيقات به عمل آمده در ژئودزي فضايي و ماهواره اي در دو دهه اخير نشان دهنده قابليت آن در تعيين حرکات و سرعتهاي صفحه هاي زمين ساختي و دگرشکلي هاي نواحي برخورد آنها با دقتي در حدود ميليمتر است.
به طورکلي نگرش ما در مورد دگرشکليهاي زمين ساختي بر اساس نظريه زمين ساختي صفحه هاي اين نظريه نشان مي دهد که صفحهه هاي زمينساختي با رفتاري صلب نسبت به يکديگر جابه جا مي شوند.

تغيير شکلهاي پوستهاي زمين در مرز بين آنها يعني محل رخداد بيشتر زلزله ها، متمرکز شده و قابل اندازهگيري هستند.

پيدايش فناوري جديد نقشهبرداري مانند سامانه تعيين موقعيت ماهوارهاي GPS به ما اين اجازه را ميدهد تا بتوان آهنگ بسيار کوچک است، در مدت زمان بسيار کوتاهي حرکات زمين ساختي را، که غالبا نسبت به بازههاي زماني مورد نياز روشهاي زمينشناسي برآورد کرد.
با توضیحات بالا، در این تحقیق برآن شدیم به شناخت بهتری از فعالیت گسلهای واقع در منطقه تهران بویژه گسل شمال تهران بر اساس دگرشکلیهای به دست آمده از اندازهگیری های GPS رسیده و الگوی بهتری از دگرشکلی زمینساخت نوار شمالی کلان شهر تهران به عنوان هدف اصلی این پژوهش ارائه نماییم.

 

نبود یک شبکه متراکم از ایستگاه های GPS

بنابر اطلاعات نويسندگان مقاله به دلیل نبود یک شبکه متراکم از ایستگاه های GPS هیچ نوع مطالعه متمرکز و خاصی با بهره گیری از این فناوری برای این منطقه انجام نشده است.

و این اولین مطالعه با استفاده از یک شبکه 212 برآورد آهنگ GPS حرکات زمينساخت نوار شمالي تهران بزرگ با نگرشي ويژه … به نسبت متراکم و محلی GPS در شمال تهران به شمار میآید.

البته پیش از این،مانند GPS مطالعه تعدادی در منطقه البرز و البرز مرکزی انجام داده اند.

که تا حدودی از نتایج آنها در تبیین رفتار بخش جنوبی البرز مرکزی که در برگیرندة نوار شمالی تهران است، استفاده شده است.
سازگاري خوبي با مطالعات نتايج حاصل از مشاهدات GPS عموما زمينشناسي دارند، اما در برخي موارد نيز اين نتايج ميتوانند به طور قابل توجهي متفاوت از نتايج زمينشناسي باشند. براي مثال، سرعت همگرايي صفحه هاي عربستان و اوراسيا به دست آمده از مطالعات زمين شناسي35ميليمتر در سال است در حالي که برآورد انجام شده بر اساس مشاهدات است.

دلايل احتمالي چنين تفاوتي عبارتند از:

1 )انتخاب نامناسب محل ايستگاههاي GPS
2 ) پيچيدگي زمينساختي منطقه مورد مطالعه،

3 ) وجود خطا در برآوردهاي زمينشناسي

4 ) تغيير روند حرکت و مدل دگرشکل زمينساختي در طول زمان.
2 ) زمين‌ لرزه‌ساخت منطقه مورد مطالعه
ايران بين دو صفحه زمين ساختي در حال برخورد عربستان در جنوب و اوراسيا در
شمال گرفته قرار است .
حرکت بر اساس مدل زمين ساختي 1A-NUVEL که بر اساس دادههاي زمين شناسي و ژئوفيزيک استوار است.

سرعت همگرايي بين عربستان و اوراسيا 35 ميليمتر در سال برآورد شده است.
وجود گسلهاي فراوان فعال در منطقه ايران و همچنين زلزلههاي تاريخي و معاصر گوياي پتانسيل باالي تغييرشکلي در آن است.

از بين ساختارهاي زمينساختي فعال در ايران، رشتهکوههاي البرز که در برگيرندة تعداد زيادي گسل فعال است بسيار حائز اهميت است.

يکي از گسلهاي مطرح و نگرانکننده پهنه البرز مرکزي، گسل شمال تهران است که در نوار شمالي کالن شهر تهران واقع در کوهپايه جنوبي البرز قرار گرفته است.
منطقه مورد مطالعه تهران و به طور ويژه نوار شمالي آن است که در بخش جنوبي البرز مرکزي قرار گرفته است و بنابراين بايد مختصري از ويژگيهاي اين بخش از رشته کوه البرز ارائه شود.

ساختار البرز به طور کلي در امتداد خاوري-باختري شکل گرفته است.

با اين حال، در طول جغرافيايي 5/52 درجه، تغيير جهت 30 درجهاي از آزيموت 110 درجه به آزيموت 80 درجه در اين ساختار رخ ميدهد.

(شکل 1)

کوتاه شدگي کلي شمالي- جنوبي رشته کوه البرز ناشي از برخورد اوراسيا- عربي در محدوده طول جغرافيايي 5/50 درجه ميوسن به بعد در حدود 30 کيلومتر، 25 تا 30 درصد پهناي رشته کوه، برآورد شده است.
اين کوتاهشدگي به وسيله گسلهاي روراندگي که به موازات ساختار اصلي البرز قرار گرفتهاند، جذب شده است.

آهنگ کوتاهشدگي در البرز در همان محدوده طول جغرافيايي با استفاده از GPS 5/1±6 ميليمتر در سال برآورد شده است.

با فرض چنين آهنگي بايد کوتاه شدگي کلي 30 کيلومتري در طول 4 تا 5 ميليون سال پيش شکل گرفته باشد.

از سوي ديگر، بسياري از پژوهشگران در پاسخ به فشردگي مورب بين البرز و حوزه خزر جنوبي، يک سازوکار تغييرشکل افرازي را براي البرز پيشنهاد داده اند.
به نظر ميرسد دليل جابه جايي 30 تا 35 کيلومتري گسل امتداد لغز چپگرد مشا، همين فشردگي مورب باشد.

همچنين با استفاده از مطالعات ريخت زمين ساختي و پارینه زلزله شناسي، آهنگ حرکت امتداد لغز چپگرد گسل مشأ براي هولوسن 5/0±2/2ميليمتر در سال برآورد شده است.
با توجه به هدف اصلي انجام اين پژوهش و نگارش مقاله حاضر، در ادامه به تببين ويژگيهاي هندسي و ساختاري مهمترين گسلهاي نزديک يا واقع در تهران براساس منابع موجود لرزه خيزي تاريخي و معاصر و وضعيت لرزه زمينساخت پرداخته ميشود

(شکل 2.)

2-1 .گسل مشا

گسل مشا براي اولين بار به وسيله گسل مشا- فشم معرفي و سپس توسط گسل ميگون مشا ناميده شد.

اين گسل بر روي نقشه هاي زمين شناسي منطقه دماوند به عنوان ”گسل روراندگي اصلي“ معروف می باشد.

طول اين گسل از فولاد محله در خاور تا آبيک قزوين در باختر حدود310 کيلومتر است .

(شکل 2 ) جهت اين گسل در نيمه خاور، خاور – شمال خاور و در نيمه باختري ، باختر- شمال باختر است.

بنابر شيب گسل مشا در تمام طول آن رو به شمال و بين 35 درجه تا 70 درجه متغير است. مطالعات زمينشناسي براي بخش خاوري اين گسل يک جابه جايي چپگرد به ميزان 30 کيلومتر را در طي 5 تا 7 ميليون سال پيش نشان ميدهد.

اما مشاهدات اخير زمين شناسي در منطقة امتداد لغز درياچه تار (انتهاي خاوري گسل) نشان دهندة يک جابه جايي عمدتا چپگرد به همراه يک مؤلفه نرمال ضعيف هستند.
گسل مشا در طول جغرافيايي 5/52 تقريبي واقع در منطقه فيروزکوه تغيير می یابد و به سمت شمال خاوري امتداد مييابد.

اين بخش از گسل که در واقع ادامه بخش شمال باختري آن است به دليل تغيير ساختاري، گسل فيروزکوه ناميده ميشود.

گسل فيروزکوه، گسلي معکوس با شيبي به سمت شمال است.

که احتمال گسل مشا است که به برخي از آنها به صورت مختصر اشاره ميشود.
مربوط به بخش زلزله شديد ري- طالقان در 23 فوريه 1958 با توجه به محدوده تخريب زلزله امکان دارد به گسل طالقان نيز ارتباط داشته باشد.
اين زلزله تمام روستاهاي مناطق ري و طالقان را نابود کرد.

در اين زلزله شهر ري ويران شد و پسلرزهها تا حدود 40 روز پس از زلزله اصلي ادامه داشت.

2-2.گسل طالقان

اين گسل با 110 کيلومتر طول از دامنه کوه دماوند از خاور شروع می شود و تا جنوب مرجان در باختر ادامه دارد.

(شکل 2) خطواره سطحي اين گسل به ويژه درنيمه خاوري آن مستقيم نبوده و جهت کلي آن باختر- شمال باختر است.

مطالعات زمين شناسي منطقه و بررسي عکسهاي هوايي نشان ميدهند که شيب اين گسل به سمت جنوب است.

ريخت شناسي منطقه يک ،مؤلفه اصلي امتداد لغز چپگرد و نيز يک مؤلفه نرمال زلزله ها را نشان مي دهد.
مربوط به سالهاي 1428 ،20 آوريل 1608 و 16 دسامبر 1808

طالقان گسل شديدترين زلزله تاريخي ناشي از اين گسل ميتواند زلزله 958 باشد که بسياري آن را مربوط به گسل مشا ميدانند.

2-3 .گسل شمال تهران

گسل شمال تهران به عنوان مهمترين گسل در نزديکي شمال شهر تهران به شمار
مي آيد.

اين گسل به صورت يک روراندگي مورب چپگرد در نوار شمالي تهران است.

طول اين گسل که از منطقه لواسان در خاور شروع می شود، تا وليان در باختر حدود 108 کيلومتر امتداد مي يابد، و شيب کلي آن به سمت شمال است.

البته طول اين گسل را 35 کيلومتر دانسته و آغاز جابه جايي آن را نيز در دوره پليوسن برآورد
مربوط به اين گسل کرده است.

2-4 .گسل شمال ري

اين گسل با 30 کيلومتر طول از شمال خاوري شهر ري (شمال کوه بيبي شهربانو) تا
باختر شيشگاه ادامه مييابد.

(شکل 2) به نظر ميرسد که اين گسل داراي يک شيب شمالي باشد.

افزون بر مؤلفه اصلي روراندگي گسل يک مؤلفه چپگرد نيز وجود دارد.

زلزله هاي 855 ،864 ،1384 و 1786 منطقه ري به طور عمده به گسلهاي شمال ري و جنوب ري يا گسل کهريزک مربوط می شود.

2-5 .گسل جنوب ري

گسل جنوب ري يک گسل روراندگي با 26 کيلومتر طول است.

این گسل از جنوب خاوري شهرري (جنوب کوه بيبی شهربانو) تا باختر محمودآباد چهارطاقي ادامه دارد.

جهت کلي اين گسل خاور- شمال خاور است و شيب آن مانند شيب گسلهاي شمال ري و کهريزک به سمت شمال است.

2-6 .گسل کهريزک

اين گسل با طول 35 کيلومتر و شيب رو به شمال به عنوان طولاني ترين گسل در منطقه جنوب تهران می باشد.

(رخنمونهاي خاوري اين گسل از باختر کريم آباد آغاز و تا باختر محمودآباد ادامه دارد.

براساس بررسي هاي زمين ريختشناسي و زلزله شناسي ديرينهاي يک جابه جايی
در حين زلزله با بيشترين حدود 10 متر در سطح گسل و کمترين آهنگ حرکات قائم و مسطحاتي در دوره هولوسن به ترتيب 1 و 5/3 ميليمترمی باشد.
(بر اين اساس ميتوان يک دوره بازگشت زلزله 3000 سال براي اين گسل پيشنهاد داد.

این ساختار خطی نیز مانند گسلهای شمال و جنوب ری بنابر دارایی یک ساختار گسلی نیست .

این ساختار به عنوان یک افراز است و در نتیجه منبع هیچ یک از زمین لرزهای يادشده نمی باشد

2-7 .گسل پارچين

طول اين گسل از جنوب خاوري ايوانکي در خاور تا شمال کوه بيبي شهربانو در باختر به 70 کيلومتر ميرسد.

جهت اين گسل شمال باختري- جنوب خاوري و شيب آن به سمت شمال خاور است.

مؤلفه اصلي دگرشکلی در اين گسل فشاري همراه با يک مؤلفه امتداد لغز راستگرد است.

3 -مشاهدات و پردازش داده‌هاي GPS

بيان اين نکته ضروري است که بيشتر ايستگاهها، در اين تحقيق مربوط به پيش از 2007 هستند.
تعداد نوبتهاي اندازهگيري آنها بيش از سه نوبت در طي سالهاي منتهي به 2009 است. بنابراين، اين نوع ايستگاهها ارزش بالاتري نسبت به ايستگاههاي جديد در سال 2007 دارند.
يکي از عوامل مؤثر در دقت تعيين موقعيت و پس از آن دقت سرعتهاي برآوردي، نوع ساختمان و استحکام ايستگاهها است.

به همين دليل ساختمان ايستگاههاي مورد استفاده در اين تحقيق يا پيالرهاي بتوني مسلح هستند يا ميلههاي فلزي مخصوصي که در داخل صخرههاي سنگي قرار گرفتهاند.
يادآوري ميشود که تعداد ايستگاهها و انتخاب موقعيت آنها با در نظر داشتن محـدوديتهـاي منـابع مالـي و تجهيزاتـي و نيـز اعمـال نـقطـه نـظرات کـارشناسـي زمينشناسي بوده است.

بنابراين امکان بهره برداري از اين نوع ايستگاهها در اين تحقيق وجود نداشت. همچنين تعدادي ديگر نيز تنها در دو نوبت اندازهگيري شدند که نتايج آنها قابليت اعتمادبالايی ندارند.

برآورد آهنگ GPS

برآورد آهنگ GPS حرکات زمين ساخت نوار شمالي تهران بزرگ با نگرشي ويژه …

بخشي از اندازهگيري هایي که در اين تحقيق به پيش از سال 2007 برمي گردد و بخشي ديگر به اندازه گيري هاي سالهاي 2007 ،2008 و 2009 اشاره مي کند.

گيرنده هايی که در تمام نوبتها از نوع دو فرکانس تريمبل، اشتک يا ليکا و آنتن هااستفاده می کنند از نوع ring-choke هستند .

که بهترين نوع آنتن براي مقابله با خطاي چند مسيري (Multipath (و مدلسازي تغييرات مرکز فاز آنتن هستند.
لازم به بيان است، به منظور حذف يا کاهش اثرات فصلي، نوبتهاي مشاهداتي در زمان مشابهي در سالهاي مختلف به انجام رسيدند.
در پردازش دادههاي GPS با نرم افزارهاي تجاري، افزونبر اين که پردازشگر امکان دخالت زياد در تعيين استراتژي پردازش دادهها را ندارد.

از بسياري تصحيحات نرم افزارهاي تجاري براي کوچک نيز بايد صرف نظر کند.

به همين دليل معمولا پردازش خط مبناهاي بلند(بيش از چند صد کيلومتر) پيشنهاد نمي شوند.

در عوض در پردازش با نرم افزارهاي علمي مانند Bernese و GLOBK-GAMIT به رغم پيچيدگي هاي کار با آنها به پردازشگر امکان دخالت در هر مرحله از پردازش را مي دهد و ورود و اعمال انواع تصحيحات کوچک و بروز و مدلسازي آنها فراهم است.

اهم اين تصحيحات که در پردازشهاي داده ها مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از:

1- تأخيرهاي اتمسفري
2- جدايي مرکز فاز آنتن ماهواره و گيرنده
3- تغييرات مرکز فاز آنتن ماهواره و گيرنده
4- کشند (جزر و مد) زمين صلب
5- بار ناشي از کشند اقيانوسها
6- پارامترهاي چرخش زمين
7- فشار تابش خورشيدي
نرم افزارهاي علمي پردازش داده هاي GPS امکان سرشکني، برآورد و ارائه مختصات دقيق ماهواره ها، پارامترهاي دوران زمين و پارامترهاي تأخير تروپوسفري را در هر ايستگاه را دارد

در نتیجه نرم افزارهاي علمي پردازش داده هاي GPS از نرم افزارهای تجاری برتر است .

برآورد پارامترهاي نهايي در اين تحقيق از معادلات مشاهدات تفاضلي دوگانه استفاده می کند.

البته به منظور حذف اثر تأخير يونسفري از ترکيب خطي عاري از يونسفر فازهاي حامل به شکل زير استفاده می شود.
بديهي است، فازهاي حامل در اين معادله ميتوانند به صورت تفاضلي دوگانه باشند.

 

پردازش GPS

پـردازش مشـاهدات GPS ايـن پـژوهش، يکي از معتبرترين نرم افزارهاي علمي به شمار می آید زیرا به کمک نرم افزار انجام می شود .

مرحله هاي سه فرايند يک روزانه و سپس با تلفيق پاسخهاي روزانه به منظور استقرار چارچوب مختصات و ارائه ميدان سرعت جابهجايي در آن انجام شد.

محاسبه سرعتهاي ايستگاههاي GPS در يک فرايند دو مرحلهاي انجام ميشود. ابتدا کليه نتايج پردازشهاي مستقل شبکهاي يا همان پاسخهاي روزانه، شامل اختالف مختصاتها و ماتريس وريانس کوريانس متناظر با آنها با يکديگر ترکيب ميشوند.

در اين مرحله بر اساس يک آزمون آماري از ترکيب پاسخهاي با کيفيت پايين جلوگيري ميشود. سپس با استقرار يک چارچوب مرجع مناسب مختصات نهايي ايستگاهها و بردارهاي سرعت آنها نسبت به آن محاسبه و ارائه ميشوند.

لازم به بيان است به منظور دستيابي به دقت هاي واقعي تر،وابستگي زماني بين پاسخهاي روزانه نيز با اعمال مقدار به عنوان نوفه walk-random در ترکيب پاسخها مد نظر قرار می گیرد.
همان گونه که می دانید، يکي از نتايج حاصل از پردازش داده هاي خام هر ايستگاه،محاسبه کميت سرعت براي آن ايستگاه در يک بازه زماني معين است.

بهبود دقت محاسباتي

براي بهبود دقت محاسباتي سرعتهاي شبکه نقاط مورد استفاده، 5 شبکه جهاني igs1 ،igs2 ،igs3 ،igs4 و eura که هر شبکه شامل دهها ايستگاه است.

سرعتهاي شبکه نقاط مورد استفاده، 5 شبکه جهاني با شبکه های محلي ترکیب می شوند.
بردارهاي قرمز رنگ، داراي بيضي خطاي بزرگتر هستند و اندازه و جهت آنها با ديگر بردارها سازگاري ندارند، به همين دليل در تحليل نتايج از آنها استفاده نمی شود.

مقادير عددي مؤلفه هاي بردارهاي سرعت به همراه انحراف معيار مربوط در سطح اطمينان 1σ در جدول 1 می آید.
لازم به بيان است با توجه به اين که در زمان انجام مشاهدات شبکه يادشده هيچ زلزلهاي بزرگتر از 4 ريشتر در منطقه رخ نداده است.

بنابراين ميتوان ادعا کرد که مختصات ايستگاهها تحت تأثير چرخه لرزهاي قرار ندارند و بيانگر آهنگ لغزش بين لرزهاي هستند.

4 -نتيجه‌گيري

ميدان سرعت جا به جايي،بيانگر ميدان يکنواخت است که تفسير حرکات گسلي به وسیله آن ممکن نيست.

براي تفسير بهتر نتايج، ميدان سرعت را به دو بخش باختری و خاوری تقسيم بندي کرده است.

استخراج دو مقطع عمود بر امتداد عمومي گسل شمال تهران و گسل مشابه، باعث تحليل حرکات احتمالي راستا لغز و نرمال در نوار شمالي تهران می شود.
تصوير بردارهاي سرعت بخش باختری به دو مؤلفه عمود بر امتداد گسل شمال تهران
و مؤلفه مماسي هيچ نوع حرکت معني داري را براي نوار شمالي تهران و به طور ويژه گسل شمال تهران در گذر 90 کيلومتري از جنوب تهران به شمال تهران نشان نميدهد.

دقت مؤلفه هاي نرمال و مماسي در سطح اطمينان به طور متوسط حدود 95 درصد است. باتوجه به این امر دقت مؤلفه هاي نرمال و مماسي،گوياي آهنگ لغزش سطحي گسل هاي تهران باشد.

گسل های تهران براي حرکات راستالغز چپگرد و کوتاه شدگي از صفر ميليمتر در سال تا 5/1 ميليمتر در سال باشد.

تصوير بردارهاي سرعت بخش خاوری به دو مؤلفه عمود بر امتداد گسل مشا و مؤلفه
مماسي تا حدودي حرکت راستا لغز چپگرد و کوتاه شدگي براي گسل مشا را در گذر 120 کيلومتري از جنوب به شمال نشان ميدهد.

تصوير بردارهاي سرعت بخش خاوری با نتايج مطالعات زمين شناسي در اين منطقه هم خواني دارد.
تفاوت بين آهنگهاي لغزش آنها ميتواند با ژرفای قفلشدگي متفاوت اين دو گسل، ارتباط داشته باشد.

نبود تغيير آشكار مقادير مؤلفه هاي نرمال در دو بخش باختری و خاوری گوياي اين مطلب است.

نوار شمالي تهران يا بخش جنوبي البرز مرکزي نقش چندان قابل توجهي در جذب کوتاه شدگي کلي در منطقه البرز مرکزي ندارد.

و بيشترین سهم آن 1 تا 2 ميليمتر در سال، ميتواند باشد.

 سخن آخر

چنانچه آهنگ جابه جايي سالانه بر روي گسلهاي شمال تهران و مشا، بين 5/0 تا 2 ميليمتر فرض شود.

براي رسيدن به جابه جايي هاي کلي حدود 5 کيلومتري 5/2 تا 10 ميليون سال زمان نياز است.

ميدان سرعت  متأثر از مشاهدات اخير در یک فاصله زماني دو ساله است.
چنانچه فرض شود که آهنگ لغزش واقعي نيم ميليمتر در سال باشد، در صورت عدم تکرار اندازه گيري ها تا ده سال آينده، نميتوان با قطعيت از آن صحبت کرد.

بنابراين به عنوان يک پيشنهاد، به شدت توصيه ميشود که سازمان نقشهبرداري کشور افزونبر حفاظت و مراقبت از ايستگاههاي موجود، طي يک برنامه 10 ساله دو بار ديگر نيز
در سالهاي 1393 و 1398 اين ايستگاهها را اندازه گيري نماید.

تا با اطمينان و اعتماد بيشتري در مورد آهنگ دقيق لغزش گسل شمال تهران و گسل مشا اظهار نظر کرد.

 

 

آنالیز سري زماني

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.